تنهایی

    هیچ کس ویرانیم را حس نکــرد
وسعت تنهائیــم را حـس نکــرد
در میان خنده هـــــای تلخ مــن
گریه پنهـــانـــیم را حـــس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم راحس نکرد
آن کـه با آغـــاز مــن مانوس بود
لحظه پــایـانـیم را حـس نـکرد......    

/ 9 نظر / 24 بازدید
(ريحانه)

سلام، غم انگيز و زيبا بود ، ممنون از حضورتون[گل]

محمد علی

در این شب سرد دلم یه عالمه تو میخواهد که در اغوشت بگیرم ولی تو نیستی و من در آغوش خودم هستم، من خودم را در آغوش گرفته ام... نه چندان با لطافت... نه چندان با محبت... اما وفادار وفادار !!!!!!

تنهاترین

افکار عاشقانه ام را جمع که میکنم دسته گلی می شود شبیه تو برای تـــــــــــو ...

تنهاترین

دلتنگی بد نیست! یادگــــــــــاری است از آنانی که داریم و دورند..

تنهاترین

حد اندازه گیری فاصله متر نیست اشـــــــتیاق است مشـــــتاق که باشی یک قدم هم فاصله یی دور است

*negin*

مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید هر چقدر هم نالیدم به سراغم نیایید من دارم او را ترک میکنم..

علی

ایول همه پست هات عالی بودند مرسی که خبرم کردی [گل]

علی

سلام خسته نباشید ایام به کامتان خوش .وب شما هم خوبه وتقدیم شعر به شما الهی درد و درمانم تو هستی الهی مهر و دلدارم تو هستی خدایا من اسیر نفس خویشم از این زندان خود آزرده خویشم الهی یار و یاور غیر تو نیست ! وجودی غیر تو در قلب من کیست؟ خدایا گر بیفتم دست شیطان امید من تویی از دست رندان خدایا این دلم برگ خزانه به پیش هر غمی رود روانه الهی عُسرت و حسرت فغانه به جای اب گوهر خون روانه اگر چرخ فلک در دست یاره یقینا لطف او شامل به حاله اگر تونستید بما هم سری بزنید خوشحال می شم فرهادی