چقدر دوست داشتم

 

چقدر دوست داشتم

اما نمی خواستم عاشق باشم

وافسوس که شدم

من عاشق شدم

وبه جرم یک عشق ممنوع

شکستم

عهدی را که می خواستم

تا ابد حفظش کنم. 

/ 7 نظر / 27 بازدید
رضا

سلام.وبت قشنگه.ولی یکم ادمو افسرده میکنه.:D

رضا

ﻗﺎﺻﺪ ﮐﻪ ﺍﺯﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﺎﺭ ﻣﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺖ؟ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ: ﭼﺮﺍ، ﺑﮕﻔﺘﻢ ﺁﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﮕﻮ ﺁﻫﯽ ﺑﻪ ﻟﺐ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﮔﺮ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻔﺖ . . .

hamid

نوشته های روی شن ، مهمان اولین موج دریا هستند اما حکاکیهاى روی ىسنگ ، مهمان همیشگی تاریخند و دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگاران ابدی

CRAZY_GIRL

ما ادما هنوز مثل بچگیامونیم… هرکی بیشتر باهامون بازی میکنه بیشتر دوسش داریم… قشنگ بود

CRAZY_GIRL

گاهی وسط یک فکر گاهی وسط یک خیابان سردت می کنند داغت می کنند رگ خوابت را بلدند زمینت می زنند...

CRAZY_GIRL

این بی تفآوتی هآ این بی خَبَری هآ گآهی دیدآر از سَر اجبآر نَبودَن هآ… نَدیدَن هآ یَعنی بُرو گآهی چِقَدر خِنگ میشویم . . .

CRAZY_GIRL

ه داستان غریبیست داستان زندگی! دستی که داس را برداشت همان دستیست که گندم را کاشته بود